Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری….بیا برو آدم شو!…این صدبار

پ.ن:کدوم وبلاگ نویسی این همه به خواننده هاش اهمیت میده؟؟هان؟هان؟؟5:30 صبح دارم وبلاگ به روز میکنم…..والا :))…..فدای همتون

Advertisements

منِ دیوونه،تویِ روانی

پ.ن:نظرم به برعکسش نزدیکتره البته!!

سخته بعد از مدت ها بیای بنویسی …وقتی نه خواننده ای مونده و نه دوستی و نه یادی.
فک کنم طول بکشه بتونم به عرصه ی وبلاگ نویسی برگردم :)) اما این به کنار برام سخته باور اینکه خواننده ها و دوست های قبلیم رو از دست دادم…4تا وبلاگ داشتم…از اول یا دوم دبیرستان فک کنم…هربار به یه دلیلی حذفش کردم و دوست هام رو از دست دادم به جز 2 3 نفر….
الان هم….هیچی هیچی هیچی

وقتی نمی توانی قواعد بازی را تغییر دهی پس خفه شو و بازی کن.

دانیال نازی!

من گنجشک نیستم_ مصطفی مستور

پ.ن:ساعت 3 صبح….من بعد ان ماه دارم وبلاگ مینویسم….دارم آرشیو وبلاگ قبلیمو زیر و رو میکنم…همش واسم تازگی داره….حتی نویسنده ی اون نوشته ها!!دلم تنگه….آهای زندگی من!!کجایی؟؟

به عنوان یه وبلاگ نویس دیگه هیچی ازم نمونده

گلوم درد میکنه…قهر کردیم…آشتی کردیم…من اینجام….گلوم درد میکنه….فیلم دیدیم….نشستیم…پا شدیم….گلوم درد میکنه!!!!

پ.ن:دوست عزیزم….همچنان منتطرم یه خبری از مامانت بدی….نگرانم….دعا میکنیم واسشون…اگه قابل باشیم….اگه قابل باشم!

پ.ن: سال 88 با تمام رند بودن و فیس و افاده اش…سال گندی بود….شاید احساس میشه گند بوده….شاید یه شروع بود…شاید!!…89 خوب باش!! منتظرتیم…با دو تا چشم بسته….

جنبشی ها یه طرف،عرزشی ها یه طرف!