Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر 2009

ومن …یک اغتشاشگر…اگه خدا قبول کنه

Advertisements

Read Full Post »

خدارو به تعدادی که خودشم انگشت کم بیاره شکر…واسه همه چی

Read Full Post »

روزهای بدی نیست…..خوب هم نیست…میگذره…هوای پاییزه  و نفس کشیدناش که لحظه به لحظه اش خدا رو میاره راست جلو چشام و جون میگیرم انگار….دوست داشتنی ان تمام تلخی هامو شیرینی هام  وقتی پاییز باشه….با هم باشیم… راه بریم…حرف بزنیم….سکوت کنیم…..کلا دوست دارم این هوای دونفره رو!چه با هم چه بی هم

فکر میکنم دچار یه چیزی شدم…یه دگرگونی وبلاگ نویسی….دومین دگرگونی وبلاگنویسی!!! اولا مطلب مینوشتم…. بعد رفتم تو خط مینیمال…..فعلا هم دیگه نمینویسم…..میخوام بنویسم….نمیتونم! دچار افسردگی وبلاگی شدم…به اینکه از من که گذشت!و دیگه حرفی نیست وقتی هیشکی حالتو نپرسه که چرا نیستی…کجایی؟ دچار کمبود محبت اینترنتی شدم یه جورایی و این شاید بتونه آغاز یه پایان باشه. شاید شرایط حقیقیم باعث بشه برم تو خط دوستیهای مجازی !یه چیزایی اذیتم میکنه….بگذریم….الان مجبور شدم 10 دقیقه تلفن حرف بزنم…رشته ی کلام پاره که هیچ…پودر شد!

دلتون بهاری……لحظه هاتون پاییزی

Read Full Post »

وقتی دستت به دلت هم بند نیست………….

Read Full Post »